خرید بک لینک
تو می گذری … من می گذرمتو از ما بودن – من از دلمتو می خندی … من می خندمتو به من – من به روزگارتو خسته شدی … من خسته ترتو از عشق – من از خاطراتتو می روی … من می رومتو از اینجا – من از اینجاکاش می فهمیدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:58

شده در خلوت تنهایى خود یاد یک خاطره شادت بکند؟لرزه بر قلب و دلت اندازد؟تویى آن خاطره خلوت تنهایى من… دستت را روی قلبت بگذارگذاشتى؟بگذار دیگرصدایش را میشنوی حسش میکنی؟آرزوی من است که سالها بتپد حتى اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:58

از من فقط یه اسم مونده و یه سایه


اما میدونم هیشکی جز من متهم نیست


این اعتراف آغاز یک پایان تازس


این زندگی چیزی که من میخواستم نیست

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:58

این بود اون همه دوست دارم از پیشت نرماون همه درد و بلات توی سرماون همه نازتو به جون میخرماین بود اون همه بی تو دارم دق میکنم اون همه نباشی هق هق میکنمتورم عین خودم عاشق میکنم این بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 6:58

بدون مــــــن…دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کندبا مــــــن …بدون مــــــن…دیــــــروز گر چه ســـــــختادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:10

یه روزایی هست که آدم مث همیشه نیست ،بهانه گیر میشه حس خوبی نداره .این وقتا فقط یه نفر رو میخوادکه باشه و بهانه هاشو و حال خرابشو بفهمهو حالشو خوب کنه.میدونی؟این روزا و بهانه ها سریع میگذرن و تموم میشنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 22:10

باز داره بارون میزنه ، یعنی چطوره حالت آخ که چقدر دلم میخواد ، الان بیام دنبالت من باشم و تو باشی و ، دیوونگی و بارونآخه که چقدر تنگه دلم ، واسه هر دوتامون پ.ن : نمیدونم از کجا شروع ؟ چرا شروع شد؟ ولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 12 آذر 1398 ساعت: 20:56

+ آدم وقتی یکیو دوست داره، قضیه رو حَل میکنه نه اینکه بیخیالِش بشه .باید مراقِب رابطه باشی؛ ممکنه, دیگه هرگِز, اون عشقو بدست نیاری,! سخته واقعا فکرت درگیر چیزی یا آدمی باشه که تو هوای زندگی خودش جایی براادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 12 آذر 1398 ساعت: 20:56

و آخریـن حرف دلمبرای او که دیگر به خدا سپردمشنگاه میکنم عکست راو به خاطر می آورم تــمام حرف هایت رانگاهت راو حتـی چشمانت رانمیدانم من بـــــد بودمزمانه بـــــد بودیا شاید هـــــم زبانـــــم لال تـــــادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 12 آذر 1398 ساعت: 20:56

فکر میکنم زندگی یک شوخی ساده واسه بعضیاس که خیلی دوست دارن تو این مدتی که زنده هستن هرکاری دوست دارند انجام بدم و بقیه براشون اصلا مهم نیستن, منم گاهی اوقات همینطوریم ولی به خودم که میام میبینم زیادی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

آغوشِ ویرونه ی من، امنیتی برات نداشت ●♪♫کابوسِ تلخِ زندگی؛ راهی جلوی پام نذاشت ●♪♫من سست و بی تعادلم! نشد بهم تکیه کنی… ●♪♫باعث شدم افسرده شی؛ توو خلوتت گریه کنی! ●♪♫تاوانِ سادگیت شدم… ●♪♫تجربه ای تلخادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

سلام ! خوبی؟خسته که نیستی...خیلی وقتِ که گذشته و فاصله بینمون افتاده...اما ممنون با اینکه محدودیت و تهعد داری به یک چیزایی ولی بازم سر میزنی...و شاید هنوز که هنوزِ فکرم تو حوالی ذهنت پرسه میزنه...ممنوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

بعضی وقتها خاطره ها مون چه عجیب میشنبعضی وقتها می خندیم به خاطراتی که براشون گریه کردیم وبعضی وقتها گریه می کنیم به خاطراتی که بهشون خندیدیمهرجا که هستی تو یادم خواهی ماندبرایت بهترین آرزوها رو دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

شب اول جدایی خیلی سخته....خاطره ها از هر طرف بهت فشار میارن....حرف ها....قول و قراره ها....اما بالاخره با تمام اشک ها میگذره....از فرداش باورت میشه کم کم و یاد میگیری که دلتنگ نباشی....استخونهای شکستهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

اگر کسی را دوست داری،هوایش را داشته باشاما اگر برای پر کردن تنهایی خود،او را میخواهی!هوایی اش نکن ..شاید دیگربه هیچ هوایی غیر تو عادت نکند .ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرین رجبی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 4:25

صفحه بندی