کاش می فهمیدی
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 6:58
تو می گذری … من می گذرمتو از ما بودن – من از دلمتو می خندی … من می خندمتو به من – من به روزگارتو خسته شدی … من خسته ترتو از عشق – من از خاطراتتو می روی … من می رومتو از اینجا – من از اینجاکاش می فهمید
تویى آن ...
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 6:58
شده در خلوت تنهایى خود یاد یک خاطره شادت بکند؟لرزه بر قلب و دلت اندازد؟تویى آن خاطره خلوت تنهایى من… دستت را روی قلبت بگذارگذاشتى؟بگذار دیگرصدایش را میشنوی حسش میکنی؟آرزوی من است که سالها بتپد حتى ا
از من...
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 6:58
از من فقط یه اسم مونده و یه سایهاما میدونم هیشکی جز من متهم نیستاین اعتراف آغاز یک پایان تازساین زندگی چیزی که من میخواستم نیست
این بود...
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 6:58
این بود اون همه دوست دارم از پیشت نرماون همه درد و بلات توی سرماون همه نازتو به جون میخرماین بود اون همه بی تو دارم دق میکنم اون همه نباشی هق هق میکنمتورم عین خودم عاشق میکنم این بود
بدون مــــــن…
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 22:10
دیدی که سخــــت نیســـــت تنها بدون مــــــــــن ؟!! دیدی صبح می شود شب ها بدون مـــــــــن !! این نبض زندگی بــــــــی وقفه می زند… فرقی نمی کندبا مــــــن …بدون مــــــن…دیــــــروز گر چه ســـــــخت
میدونی؟
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 22:10
یه روزایی هست که آدم مث همیشه نیست ،بهانه گیر میشه حس خوبی نداره .این وقتا فقط یه نفر رو میخوادکه باشه و بهانه هاشو و حال خرابشو بفهمهو حالشو خوب کنه.میدونی؟این روزا و بهانه ها سریع میگذرن و تموم میشن
آهای عشق خوشگلم
-
تاریخ: 1398/9/12 ساعت: 20:56
باز داره بارون میزنه ، یعنی چطوره حالت آخ که چقدر دلم میخواد ، الان بیام دنبالت من باشم و تو باشی و ، دیوونگی و بارونآخه که چقدر تنگه دلم ، واسه هر دوتامون پ.ن : نمیدونم از کجا شروع ؟ چرا شروع شد؟ ول
ممکنه دیگه هرگِز اون عشقو بدست نیاری!
-
تاریخ: 1398/9/12 ساعت: 20:56
+ آدم وقتی یکیو دوست داره، قضیه رو حَل میکنه نه اینکه بیخیالِش بشه .باید مراقِب رابطه باشی؛ ممکنه, دیگه هرگِز, اون عشقو بدست نیاری,! سخته واقعا فکرت درگیر چیزی یا آدمی باشه که تو هوای زندگی خودش جایی برا
آخریـن حرف دلم
-
تاریخ: 1398/9/12 ساعت: 20:56
و آخریـن حرف دلمبرای او که دیگر به خدا سپردمشنگاه میکنم عکست راو به خاطر می آورم تــمام حرف هایت رانگاهت راو حتـی چشمانت رانمیدانم من بـــــد بودمزمانه بـــــد بودیا شاید هـــــم زبانـــــم لال تـــــ
دارم خسته میشم
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
فکر میکنم زندگی یک شوخی ساده واسه بعضیاس که خیلی دوست دارن تو این مدتی که زنده هستن هرکاری دوست دارند انجام بدم و بقیه براشون اصلا مهم نیستن, منم گاهی اوقات همینطوریم ولی به خودم که میام میبینم زیادی
:(
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
آغوشِ ویرونه ی من، امنیتی برات نداشت ●♪♫کابوسِ تلخِ زندگی؛ راهی جلوی پام نذاشت ●♪♫من سست و بی تعادلم! نشد بهم تکیه کنی… ●♪♫باعث شدم افسرده شی؛ توو خلوتت گریه کنی! ●♪♫تاوانِ سادگیت شدم… ●♪♫تجربه ای تلخ
Del Rey
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
سلام ! خوبی؟خسته که نیستی...خیلی وقتِ که گذشته و فاصله بینمون افتاده...اما ممنون با اینکه محدودیت و تهعد داری به یک چیزایی ولی بازم سر میزنی...و شاید هنوز که هنوزِ فکرم تو حوالی ذهنت پرسه میزنه...ممنو
خاطرات
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
بعضی وقتها خاطره ها مون چه عجیب میشنبعضی وقتها می خندیم به خاطراتی که براشون گریه کردیم وبعضی وقتها گریه می کنیم به خاطراتی که بهشون خندیدیمهرجا که هستی تو یادم خواهی ماندبرایت بهترین آرزوها رو دارم
شب اول
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
شب اول جدایی خیلی سخته....خاطره ها از هر طرف بهت فشار میارن....حرف ها....قول و قراره ها....اما بالاخره با تمام اشک ها میگذره....از فرداش باورت میشه کم کم و یاد میگیری که دلتنگ نباشی....استخونهای شکسته
هوایی اش نکن ..
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
اگر کسی را دوست داری،هوایش را داشته باشاما اگر برای پر کردن تنهایی خود،او را میخواهی!هوایی اش نکن ..شاید دیگربه هیچ هوایی غیر تو عادت نکند .
تقریبا دو هفته شده
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
تقریبا دو هفته شده دارم یک سری خواب رو پشت سر هم میبینمموضوعش این دارم تموم سعیم رو میکنم به عشقم برسمشب اول این بود کهرفتم با پدرش حرف زدم و ازش وقت خواستگاری گرفتمشب دوم این بود کهدرگیر کارای قبل عر
مهم نیست
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
مهم نیستمهم نیست که دیگر نباشی یانه...مهم نیست که دیگر دوسم داشته باشی یا نه...مهم نیست که دیگر مرا به خاطر بیاوری یا نه...مهم نیست که دیگر تو را با دیگری ببینم یا نه...مهم اینست که زمانی که تنها میشو
فقط چی آخه دلتو زد
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
خداحافظ اون همه خاطراطمونخداحافظی منو به اون برسونمیشه یک روزی نوبت من حالت میریزه بهم مث حال الان منمن که قلبمو باختمبا بد و خوب تو ساختمکاش بهم بگی فقط چی اخه دلتو زدولی من این روزا رو دیدم و ساختمت
لعنت به تو
-
تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 4:25
اسمشو از موبايلت پاك مي کنی...مسيجاش ديليت مي شه...به دوستات ميگي حق ندارين جلوم اسمشو بياريناما...با اين همه تشابه اسمی چيكار مي كني ؟؟با اهنگايي كه باهاش گوش ميكردي چيكار مي كني؟؟ وقتي ازت سراغشو م
تولدم مبارک !!
-
تاریخ: 1397/11/25 ساعت: 9:38